|
|
|
 |
|
آرزو |
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 |
|
|
|
(خيابوني يك ساله شد) بزرگترين آرزويم اينست که برگردم به زماني که تنها غم زندگيم شکسته شدن نوک مدادم بود... "نويسنده:نميدونم" 
|
|
|
|
|
 |
|
باور |
پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 |
|
|
|
"برتر نيستيم .. برترمان مي کنند .. و وقتي باور کرديم .. بال هايمان را مي شکنند" نويسنده:نميدونم 
|
|
|
|
|
 |
|
هر چي دوست داريد |
دوشنبه نهم شهریور 1388 |
|
|
|
آدمک آخر دنياست بخند آدمک مرگ همين جاست بخند دست خطي که تو را عاشق کرد شوخي کاغذي ماست بخند آدمک خر نشوي گريه کني کل دنيا سراب است بخند آن خدايي که بزرگش خواندي بخدا مثل تو تنهاست بخند ...! دوست عزيز هر متني كه خيلي دوست داري رو تو قسمت نظرات بنويس تا با اسم وبلاگت تو وبلاگم قرار بدم (اگر دوست داري) 
|
|
|
|
|
 |
|
كفش |
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 |
|
|
|
ترجیح می دهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم.
"دکتر علی شریعتی"
|
|
|
|
|
 |
|
سعادت |
شنبه ششم تیر 1388 |
|
|
|
حتي بعد از مرگ
من ، اين جا خوشبخت خواهم بود.
اين جا که ما
به ابليس
خيانت کرديم
و به يکديگر عشق ورزيديم.
"سیما یاری"
"من همیشه سبز هستم"
|
|
|
|
|
|